دیگه هیچی برام مهم نیست ...

دیگه هیچی برام مهم نیست ...

طول می کشه تا بخوام فکرش رو فراموش کنم .

.. http://memcohavva.persianblog.ir/post/225/

این پستت رو هم اگه بخونی بد نیست... بنظر من الناز بهترین و منطقی ترین کار رو در مقابل توئی که داری هر لحظه به هزار نفر برای زندگی مشترکت فکر میکنی \ انجام داد. برای الناز آرزوی خوشبختی میکنم نویسنده: نفیسه پاسخ:

نویسنده: DR Ernest - ۳/٩/۱۳٩۳ - ۱:۳٧ ‎ب.ظ

 

پاسخ به نظر

سلام نفیسه خانوم حالتون چطوره ؟  مدتیه  خیری ازتون نیست ؟ نکنه باهام  قهر کردین ؟  

به توصیه اتون عمل کردم و  یه بار دیگه  رفتم و اون مطلب رو خوندم میدونی چه احساسی پیدا کردم؟ فقط ناراحت شدم و دوباره به یاد الی افتادم ... فقط می خواستین منو ناراحت کنین ؟!  دقیقا بخاطر همین چیزاست که میگم باید بهم می گفت براش خواستگار اومده تا میرفتم سراغش ... چون واقعا دوستش داشتم در حد یه همسر ... ولی اشتباه کرد ... بی اطلاع رفت ... منم تسلیم محض زمان حالم دیگه هیچی برام مهم نیست ...

من هر لحظه به هزار نفر فکر نمی کنم با خیلی ها آشنا شدم ولی اونطوری که شما فکر می کنین نیستم ... خب این نظر شماست که بهش احترام می ذارم ولی اتفاقا بهتون بگم : از نظر من احمقانه ترین و بچگانه گانه ترین کاری رو که باید انجام داد ... چون اونم مثه شما شناخت درستی از من نداشت و بنظرم شاید ضریب هوشی اش بیشتر از این نبود برای من باهوش بودن زن فراتز از زیبایی ظاهری اش اهمیت داره ... فقط می توتم براش ابزاز تاسف کنم ... همین بعید می دونم اون خوشبختی که شما براش آرزو کردین در انتظارش باشه ... امیدوارم حرف شما درست از آب در بیاد آینده همه چی رو نشون میده ... ترک ها یه ضرب المثلی دارن که که بازگو کردنش زیاد جالب نیست ولی مفهومش اینه که شخص برای انتقام گیری از دیگران خودش رو قربانی می کنه ... اونم همین کار رو کرد اخه منشاء اش مشکین شهری بود ... ! بهرحال از کامنت ممنونم ... 

/ 2 نظر / 20 بازدید
s.arak

تا که بودیم نبودیم کسی، کشت ما را غم بی همنفسی تا که رفتیم همه یار شدند، قدر آئینه بدانیم چو هست نه در آن وقت که افتاد و شکست

s.arak

سلام خاهش میکنم منو این شعرا اروم میکنن وقتی دلم گرفتست[ناراحت]