پ ر یودم تمام شده و اپی کرده و آماده ام !

پ ر یودم تمام شده و اپی کرده و آماده ام !

از میان وبلاگ ها

 

امروز داشتم وبلاگ های به روز شده رو نگاه می کردم این مطلب رو خوندم  که یه خانومی نوشته معلوم نیست چکاره است ظاهرا در اداره ای  کار میکرده که بیرونش کردن و حقوقش رو هم نگرفته و از ظواهر معلومه که دختره و با برادر رئیس اون اداره روایطی داره و دیگه بقیه اش رو خودتون بخونین ... اینم یه دلیل دیگه برای جامعه ای که دخترها و پسرها ش تحت تنگا به حال خوشون رها شدن ...! و حرفهایی از این قبیل که : یه جوری دلم می خواد تاچش کنم!!

 

بی نهایت خوابم میاد ...دوس دارم زودتر ظهر شه برم خونه با بابایی حرف بزنم ! دیروز که داشت بهم میگفت میرم از مدیرت حقوقت رو میگیرم گفتم نه زشته و فلان بعد امروز صبح که پیش رد بودم و گفت محمد به بچه ها بالای یک تومن حقوق داده اصن حالم بد شد ! به بابا میگم بره بهش بگه ...چرا باید از حقم بگذرم وقتی اینهمه به پول نیاز دارم ...دیروز بعد از ظهر پسره بهم زنگ زد که عصر میام دمبالت  ...منم که همیشه ی خدا آماده حاضر ...اومدم یعنی سیاست داشته باشم رد رو گذاشتم تو بلک لیست گوشیم که اگه زنگ زد صداش در نیاد ...

بعد این پسره خیلی کثافته ...یه جوری دلم می خواد تاچش کنم بغلش کنم ولی هیچی نمی گه ! من از بین صدتا پسر به یکی این حس رو دارم و جدیدنا اینقد پرو شدم که علنی می گم ...بعد داشتم یه جوری حالیش می کردم که بابا به جای دور دور با ماشین دعوتم کن خونت دیگه ! چه کاریه آخه ...اونم الان که تازه پ ر یودیم تمام شده و اپی کرده و آماده ام ! * والا ...بعد دیگه طفلی گفت از بس هی رفتم و اومدم خونه رو درست حسابی مرتب نکردم ...بعد دیگه قرار شد امروز بعد از ظهر رو باهم باشیم ! نمیدونم حالا کنارش چطوری بگذره ...همین که رسیدم خونه دیدم بعله ! رد چند باری تماس گرفته ...بهش گفتم با دوستم بیرون بودم ...گفت دختر یا پسر ؟ از اونجایی که دروغ گفتن هم بلد نیستم گفتم آف کورس که پسر ...هیچی تا نیم ساعت جواب نداد ..بعد هم گفت از دستت باید چیکار کنم ؟ گفتم هیچی جانم فقط تحمل  ! بعد دیگه صبحی رفتم پیشش صبحونه رو باهم باشیم اینقد هم راجع به حقوقی که داداشش بهم نداده غر زدم که دیگه اونم گفت بابا چیکار می کردم وقتی اونطوری ول کردی رفتی و همه بچه ها علیه تو بودن که اینجوری دفتر رو ول کردی و اگه به محمد می گفتم شک می کرد چرا دارم طرفت رو میگیرم منم گفتم حقم بود !

به شدت خوابم میاد ! تا برسم خونه دو ظهر شده ...نمیشه هم که دیگه بخوابم باید برم دوش بگیرم واسه عصر آماده شم ...

کاش باباهه بتونه حقوقه رو زنده کنه ...کلی بهش نیاز دارم ...

خدایا لطفن :)

نویسنده : نی لا ;

.................

/ 0 نظر / 20 بازدید