قراردادی نه برای تملک بلکه برای تعلق داشتن

قراردادی نه برای تملک بلکه برای تعلق داشتن

اندرباب شوهر کردن خانوم میم

مقدمه :

مطلب زیر را بطور اتفاقی در یکی از وبلاگ ها پیدا کردم جالبه به خوندنش می ارزه ... چند نکته قابل تعمق داره ...

 

 

دیروز بعد از مدت ها دیدمش  وقتی پا روی پا انداخت و با مامان ها درمورد چگونگی پاک کردن لکه پارافین از روی لباس و طرز تهیه کیک کشمشی بحث میکرد باورم نمیشد که این همان خانوم میمی باشد که کل بچگی مان را با هم سر کرده بودیم/ همان دختر جذاب و پر انرژی که الان یک گوشه نشسته بود و وراجی میکرد/ همان دختری که همیشه برای خاله بازی هایمان یک ایده ی نو داشت که مثلا این بار شوهر کرده باشیم  مطلقه باشیم یا بیوه.../همان دختری که وقتی خواستگار هایش زیاد شد باهم قرار داد شوهر چای را بستیم و او قول داد که بعد از شوهر کردنش هم اینقدر همدیگر را دوست داشته باشیم و همین قدر خل بازی دربیاوریم

ولی نه !!!

ما این خانم میم را اصلا اصلا دوستش نداشتیم/ چون خیلی عوض شده بود و دیگر شور و شوق قبل را نداشت

میدانی؟ تا همین دیروز دقیقا تا همین دیروز فکر میکردیم که ازدواج فقط یک جور قرارداد است/ قراردادی نه برای تملک بلکه برای تعلق داشتن به یک نفر دیگر

اما از همین دیروز دقیقا از همین دیروز فهمیدم که ازدواج یعنی اینکه کفش تق تقی بپوشیم/ کیف زنانه دست بگیریم/ موهایمان را دکلره کنیم/ برای بیرون رفتن 7قلم آرایش کنیم/ قرمه سبزی بپزیم/ کلی طلا به سرو کولمان آویزان کنیم/ مینی مم تلفن هایمان 47 دقیقه و 53 ثانیه باشد/ ویک عالمه چاق بشیم

پ ن: خاک بر سر جماعت خودمان با این طرز فکرمان

..........................م.ت 24 دیماه 1393 – ممکو

/ 1 نظر / 10 بازدید
a girl

وااااااااااای قرارداد شوهرچای خیلی بامزه بود[خنده] خوب یه چیزاییش درست بود و ادمو میترسونه مخصوصا چاقی!!!! اما بدبینانه بود