مگه می شه خانومی خوشگل نباشه ؟!

مگه می شه خانومی خوشگل نباشه ؟!

ازشون پرسیده بودم که شما خوشگلین ؟

-          خوشگل؟ باید چشمهاتو شسته باشی و جور دیگر ببینی اصلن مگه می شه خانومی خوشگل نباشه معلومه که خوشگلم

پاسخ :

آره قبول دارم همه زنها یه جورایی خوشگلن ... حتی اگه زشت ترین اونها رو خوب نگاه کنی می بینی که تو عمق همین چهره به ظاهر زشت یه زیبایی مخصوصی وجود داره ... ولی خب چشم بصیرت می خواد که خیلی ها ندارن .. ( خودم هم شاید یکی از اونا باشم !) و اون حرف سعدی رو فراموش نکن که : اگر ادمی به چشم است و دهان و گوش و بینی ... چه میان نقش دیوار و میان ادمیت ؟!  .... صورت زیبای ظاهر هیچ نیست ..ای برادر سیرت زیبا بیار ... ! ( البته سعدی فقط گفته برادر ولی میشه خواهر هم تو این مصرع قرار دارد !!)

مهرسا 

دوشنبه، ۱٠ آذر ۱۳٩۳  - ۱۱:٢۴ ‎ق.ظ

 سحرم، اما زاده مهرم

بچه ها اینقد به گذشته فکرنکنید، از اسمش مشخصه که گذشت ، درسته که این گرشته ها سخت میگذره از ذهن اما کسی که ادمو ترک میکنه چه با یک دلیل چه با هزار دلیل ، ترکت کرده و رفته و این افسوس خوردن بیهودست ، اوایلش سخته اما نمیشه با گذشته زندگی کرد و الانو ازدست داد

همه ماها تقریبا ی بیوفایی را تجربه کردیم حرف زدن راجبه گذشته فقط زخمها را تازه میکنه

من ی نظری دارم اگه اقا محمد موافقت کنه

اینکه اینجا از جو دلمردگی خیانت بی وفایی بیاد بیرون و همه وارد ی زندگی نو بشیم

حالا هرکس میتونه نظر بده که چیکار کنیم و درصورت تایید مدیر وبلاگ اون انجام بشه

به طور مثال من نظرم اینه که حالا که فصل عوض شده میتونیم از طبیعت عکس بگیریم و ارسال کنبم یا اینکه راجع به موضوعات متفاوت صحبت کنیم و ایده های نو بدیم که ما رو توی مسیرهای جالب قرار بده و به گذشته فکر نکنه کسی و زندگی جدیدشو شروع کنه 

نویسنده: سحر

خب سحر خانوم باهاتون کاملا مواقم : کائنات تنها به آن ارتعاشى که از جانب شما ارسال میشه پاسخ میدن شاد باشی  شادمانى نصیبت میشه  منفى باشی  همه چی برات مفهوم منفی پیدا می کنه

 

منم سعی می کنم که بیشتر از چیزهای امیدوار کننده حرف بزنم ( هر چند اینجا محل نوشتن خاطره های منه که گاهی هم ممکنه خوشایند و شیرین نباشن ... ) بقول حافظ :

فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر  .... سخن نو آر , که نو راست حلاوتی دگر !

/ 0 نظر / 18 بازدید