زو باش آستین بالا بزن ... !

 

زو باش آستین بالا بزن ... !

چهارشنبه، ۱ بهمن ۱۳٩۳  - ٢:۵۱ ‎ب.ظ

 

سالگرد تولد , برای من همیشه روز مهمی بوده ...

سلام من تازه جوابتونو دیدم چون وبلاگتون اصلن باز نمیشد یعنی باز میشد ولی سریع میرفت تو گوگل به زبان نمیدونم چینی یا ژاپنی !!! ولی امروز باز شد. آقای محمد پس کی قراره ما شیرینی ازدواج شما رو بخوریم؟ بجنبین دیگه

 

سلام خانومی ... آره حق با شماست وبلاگ مدتی بود باز نمی شد الانم زیاد مرتب نیست نمی دونم علتش چیه شاید یکی خواسته اونو این جوری مسدود کنه ! بهرحال خوشحالم که بازم تونستین بیایی و مطالب منو مطالعه کنی و از اون مهم تر کامنت بذاری . راستش دیگه از خواستگاری رفتن های مکرر خسته شدم این بار اولین خانومی که به پستم بخوره و شرایط مناسب باشه رو و اونم منو قبول کنه  قبول می کنم ... ببینم چی میشه ...

 

دخترها باید زود ازدواج کنند

 

خوب البته از نظر ژنتیکی بهترین سن باروری 24 سالگی برای یه خانومه اما این دلیل نمیشه که بهترین سن ازدواج هم برای یه خانوم همین حول و حوش باشه این فاکتور جسمی هست و مطمئنا بلوغ عاطفی یک زن خیلی مهمتره تو ازدواج حالا یه خانومی تو این سن باردار بشه و بچه ی ترگل ورگل سالم هم به دنیا بیاره ولی بلد نباشه چطور تربیتش کنه چه فایده البته من منظورم این نیست که هر کس زود ازدواج کنه و باردار بشه نمیتونه بچه تربیت کنه حرف من اینه که از هول این چیزا نباید ازدواج کرد ضمن اینکه بارداری تا قبل از 35 سالگی ریسک هیچ اختلالی رو در جنین افزایش نمیده از لحاظ سن مادری و البته سن مرد هم علاوه بر اختلافی که با بچه پیدا می کنه روی قدرت باروری تاثیرگذاره مطمئنا انقد خانوما رو نصیحت نکن آقای محمد زو باش آستین بالا بزن دیگه ببین 15 روز با عشقت مرخصی بودی چی میشد

 

...............

بله کاملا موافقم حق باشماست و حرفهای شما کاملا متین است ! آره باید خانم یه مقدار هم نحوه تربیت کردن بچه رو بلد باشه ... منم نگفتم که حتما تو این سن ازدواج کنه و یا بچه دار بشه فقط گفتم بهترین سن باروریه همینه و بهتره خانوم ها این موضوع رو مد نظر داشته باشند !

شما اطلاعات پزشکی اتون خیلی خوبه و مطالبی هم که گفتین همه درسته و من در این مورد با شما اختلافی ندارم .

بله حق باش شماست بالا رفتن سن مرد هم می تونه روی کیفیت و کمیت اسپرم ها تاثیر بذاره و امکان تولد بچه هایی که دچار اسکیزوفرنی باشند و یا به اوتیسم دچار شوند در این سنین بالاست ! کاملا حق با شماست و من این مسئله رو نفی نمی کنم ...

راستش من هر تلاشی که می تونستم کردم ولی خب نمی دونم چرا جور نمیشه ... یه جورایی مثه اینکه زندگیم طلسم شده !

آره اگه بقول شما با عشقم مرخصی بودم واقعا چی میشد ؟ البته منظورتون رو از اون 15 روز نمهمیدم ؟!

ضمنا اینم بگم که شما قلم شیوایی دارین و خیلی خوب می نویسین  بهتون تبریک می گم ... دوسن داشتم اسم واقعی اتون رو بدونم ....

.................4 بهمن ماه 1393 –

 

/ 0 نظر / 14 بازدید