مجردی خوب نیست ... !

 مجردی خوب نیست ... !

پاسخ به برخی کامنت ها

شنبه، ۸ شهریور ۱۳٩۳  - ۱۱:۵۴ ‎ق.ظ

درگیری های ذهنی ...

مجردی خوب نیست اگه شده از زمینو زمان ادم پیدا کن در روز ده نفرو ببین تا یکی انتخاب شه من الان که نمیتونم ولی خوب شم حتما اولین کاری کنم انتخاب یه نفر واسه ادامه زندگیمه

نویسنده: مریمی [http://bonbasteakhar.persianblog.ir/]

.......................................

مجردی خوب نیست ... بله مریم خانوم دقیقاً باهاتون موافقم ... وقتی آدم می تونه یه همسر خوب و یا حتی متوسط داشته باشه چرا باید تنها بمونه ؟! یادمون باشه که جوونی یه دوره محدوده و به سرعت برق و باد می گذره و تموم میشه و دیگه هم هیچوقت برنمی گرده و این  امروز و فردا کردن ها و وسواس بخرج دادنها وقت زمان رو از دست ما می گیره ... منتها خب باید کوشش کنید شما چطور وقتی می خوایید یه لباس یا کفش بخرین صدتا فروشگاه رو زیر پا میذارین و این همه انرژی صرف می کنید ! ولی برای پیدا کرده یه همسر مناسب حاضر نیستین یک دهم این انرژی رو صرف کنین و انتظار دارین یکی زنگ خونه رو بزنه و بیاد همسر شما بشه ! ...

عاقبت جوینده یابنده است بگردین پیدا میشه و هرچی دیرتر بشه و سن اتون بالاتر بره این کار مشکل تر میشه این بخصوص برای دخترها یه زنگ خطره که نذارن سنشون زیاد بالا بره ... حالا یه مرد ایده آل هم نشد ایرادی نداره ... چاره ای نیست همیشه کارها اونطور که ما می خواییم پیش نمی ره باور کنید گاهی بین همین آدمهای دور و برمون که  ما حتی بهشون توجه هم نمی کنیم افراد خیلی خوب وبا ارزشی پیدا میشن ... باید اونا رو کشف کنیم ... و با این حرف آخرتون موافقم خیلی عاقلانه است ... پیدا کردن یه نفر برای ادامه زندگی ... زندگی که پر از سختی و مشکلاته و باور کنید کشیدن این بار با یک همراه مناسب و خوب نه تنها کمک بزرگیه بلکه باعث میشه نگرش شما به زندگی هم عوض بشه ... من تو یه برهه کوتاه این زندگی لذت بخش رو تجربه کردم ... حیف که ادامه پیدا نکرد ...

 

شنبه، ۸ شهریور ۱۳٩۳  - ۱٢:٠۵ ‎ب.ظ

درگیری های ذهنی ...

وای اینهمه نوشتم پرید؟دیگه حوصله ندارم فقط بگم منوزهرابدون اینکه بهم دیگه بگیم بیادت بودیم حالاچرا؟خودمم نمیدونم .جات خالی خیلی خوب بود(نامزدی)

.........................

 سلام عمه خانم مرسی که بیادم بودین چه حس خوبیه وقتی بدونی یکی که حتی تو را ندیده و نمی شناسه از فرسنگ ها آنسو تر بیادته !

آخی ... خیلی ناراحت کننده است که کلی مطلب بنویسی بعد بخاطر کم بودن سرعت اینترنت و یا اشکالاتی که پیش میاد همه اش پاک بشه و بقول شما بپره  بارها این وضعیت برای خودم پیش اومده ... بهرحال مرسی از زحمتی که کشیدی همین چند جمله هم به اندازه خودش امید بخش و جذاب بود که باعث بشه جوابتون رو تو یه پست مستقل بنویسم !

 

شنبه، ۸ شهریور ۱۳٩۳  - ٧:٠۵ ‎ب.ظ

درگیری های ذهنی ...

ازدواج در صورتی خوبه که خوب باشه...نه این زندگی هایی که روزانه ما باهاشون سرکار داریم و زن و شوهر بر سر هیچ و پوچ یقه به یقه میشن... مجرد موندن صد شرف داره تا ازدواجی که ناموفق باشه... البته اگه این زن و شوهرها نبودن کار و کاسبی ما هم کساد میشدا اینکه شوخی بود و آرزوی ما خوشی زوج ها هست...

نویسنده: آسیه [http://a30pa30.persianblog.ir]

.........................................

بله آسیه خانوم کاملا ً باهاتون موافقم ...  همین همشهری شما سعدی هم 800 سال پیش همین نظر رو  داشته که میگه :

تهی پای رفتن به از کفش تنگ .... بلای سفر به که در خانه جنگ !

یا جای دیگه ای می فرماید  :

زن بد در سرای مرد نکو ..... هم در این عالم است دوزخ او

زینهار از قرین بد زنهار ... وقنا ربنا عذاب النار !

البته شعرهای او بیشتر از دید یک مرد نسبت به زن هست ولی عکسش هم کاملا صادقه یعنی :

مرد بد هم در سرای زن نکو ....  هم در این عالم است دوزخ او ...

از اونطرف هم میگه :

زن خوب فرمانبر پارسا ... کند مرد درویش را پادشاه !

با این توضیح که ازدواج خوب به معنی پیدا کردن کسیه که با شما تناسب و هماهنگی داشته باشه  تا بقول شما بر سر هر موضوع هیچ و پوچی با هم دست به یقه نشن ... اصلا این جور زندگی ارزش ادامه دادن نداره یه جهنمه واقعیه تو همین دنیا ...

اینم بگم که لازم نیست زن و مرد از همه جهت هم شبیه به هم باشند اتفاقاً در خیلی از موارد هم خوبه که با هم متضاد باشن ... ! مثلا اگه مرد بخشنده و دست و دل بازه خیلی خوبه که همسرش صرفه جو و مقتصد باشه ... یا اگر مرد یه کم تند خو و خشکه بهتره زنش ملایم و نرم باشه ... و از این قبیل خصوصیاتی که یکی نواقص اون یکی رو پوشش میده ... می دونید که چی میگم ؟!

ولی خوب از نظر طرز فکر و ساز و سلوک باید زن و مرد  درک متقابل و درستی از هم داشته باشند و چیزی که من سخت بهش ایمان دارم اینه که :

زن و مرد باید تمرین کنن که تا حد  زیادی از " من ذهنی "  خودشون بیرون  بیان  و اینقدر دچار توهمات و خیالات خام نباشن و تا میتونن نسبت به هم گذشت و فدارکاری داشته باشن ... اینجوریه که  خیلی از مشکلات زندگی حل میشه ... و اینم بدونین که  خوشبختی به داشتن مال و منال و اینجور چیزها نیست اگه اینجوری بود ستارگان هالیوودی  و ثروتمندها باید بهترین زندگی ها رو داشتن  در صورتی که درست عکس این واقعه اتفاق می افته ... میشه در عین سادگی و حتی در فقر هم خوشبخت بود . این خوشبختی رو با یه همسر مهربون و فداکار به اشتراک گذاشت ...

البته حرف زدن در این مورد خیلی ساده است ولی مهم عمل کردنه .... باید تمرین کنیم !

............8 شهریورماه 1393

 

/ 7 نظر / 11 بازدید
چت روم

سلام مطالبت جالب و خواندنيه خوشحال ميشم به من هم سر بزني چت رومي شلوغ و صميمي ;) www.hadci.com

بنده خدا

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اگر نمیتوانی به کسی امید بدهی ٬ نا امیدش نکن اگر شنونده خوبی هستی ٬ راز دار خوبی هم باش اگر نمیتوانی زخمی را مرحم بکشی ٬ نمک هم نباش اگر خواستی کسی را سیر کنی ماهی بهش نده ٬ ماهیگیری یادش بده . . http://whoisgod.persianblog.ir/

آسیه

بله زن و مرد باید مکمل هم باشن و عیوب و نواقص هم رو پوشش بدن... متاسفانه این روزها کمتر ازدواجی رو میبینیم که به این صورت باشه... زندگی های امروز فقط ظاهر زیبا شده و مادیات...معنویات جایگاهش رو از دست داده...

ماندانا

سلام جالب بود،ازدواج خوب بانی آرامشی ابدی است

کتایون

سلام محمداقو.چندباری امدم برا این مطلب کامنت بزارم اما نیمه های نوشته ام خوابم میبرد توروز کارم زیاده برا همین بعضی شبها خیلی خسته ام.مجردی خوب نیست شایددرموردهمه اینطورنباشه بعضیابخاطرشرایطی که دارن تازه مجردی براشون بهترتاازدواج.البته من منکراینکه بالاخره هرفردی ی روزبایدبره دنبال زندگی خودش نیستم که لزومامعنی اش این نیست که اگه کسی ازدواج نکردپس نبایدزندگی مستقلی داشته باشه نمونه اش خودشماکه من بحالتون غبطه میخورم توایران انقدرها به اینکه ی دخترخانم هم میتونه براخودش مستقل باشه بها نمیدن شایدازی نظربله تنهازندگی کردن ی دخترجزحرف وحدیث چیزی نداشته باشه اینم بخاطرجوحاکم توکشور مونه امانبایدگاهی برا بعضی شرایط استثنا هم داشته باشیم دیدی بعضی ازافرادمتاسفانه خیلی خاله زنک هستن وبعضی وقتهادرمورد ی وضعیت ساده هم حرف درمیارن زن ومردهم نداره که این اصلا خوب نیست امابگذریم من تاقبل ازفوت مادرم خیلی مصمم بودم که نمیخوام ازدواج کنم اماالان به خاطرشرایتی که برام پیش امده گاهی فکرمیکنم شایداگه تاحالاازدواج کرده بودم موقعیتم بهتربود اخه خیلی سخته جوری باهات رفتارکنن که حس کنی سرباری هیچ کس قبول نکنه باهاشون زندگی کنی.

کتایون

از ی طرف دیگه هم سلیقه هاباهم فرق میکنه حتی افراد ی خانواده وب مرورزمان این اختلاف نظر بیشتر ب چشم میاد چون بچه هاتاوقتی کوچک هستن هنوز ثبات شخصیتی ندارن ی روز دوستدار چیزی هستن که شاید دو سال بعد دوست داشتن اون چیز براشون مضحک باشه و باخودشون بگن چطوری این موردعلاقه من بوده که بطور حتم میتونم بگم همه ماها این حس روتاحالا درک کردیم چون همواره انسان درطول زندگی مراحل تکامل روطی میکنه وبه قول معروف به ی پختگی میرسه که دیگه میتونه راحت خوب وبد تشخیص بده حالا این فرد فکر کن حداقل یکی دو دهه باوالدینش تفاوت سن داره ودونسل فاصله بین انهاست پس ب اندازه دونسل (حداقل)گفتار کرداروعقایدشون باهم متفاوته وقتی همون بچه بزرگترشدوحالابه هر دلیلی دورازدواج کرد یااصلا ازدواج نکرد بگو مگوهاش باوالدینش بیشترمیشه سرهرموضوع حتی کوچک دوطرف میخوان عقیده خودشون رو بطرف مقابل تحمیل کنن توهمچین موقعیتی به اجباریکی ازدوطرف باید کوتاه بیاد تابتونن کنارهم بمونن بنظر من هرکی که کوتاه بیادزندگی میکنه امادلسردوجوری روزوشب میگذرونه ازسراجباروناچاری وهمیشه حس ناکامی رو با خودش یدک میکشه مثل موقعیت الان من .بابهترین ارزوها ارادتمندشماکتی.