آیا شما نویسنده هستید ؟

که دوستان نزدیکم منو گم می کنن !) بله درسته مطالبی که من می نویسم مخاطب های خاصی داره و توجه برخی افراد رو به خودش جلب می کنه ولی هدف من از نوشتن دو چیزه : یکی برای خودم می نویسم که تخلیه بشم و در ضمن یک آرشیوی از این خاطرات باقی بمونه ... ( یعنی ثبت کردن وقایع در عین فراموش کردن اونها !) و دوم اینکه اگه این مطالب ناچیز بدرد کس دیگه ای هم خورد ارشون استفاده کنه  ... به همین جهت هر کسی می تونه این مطالب رو بخونه و من برای شخص خاصی نمی نویسم ... نیازی هم به معذرت خواهی نیست شما  هر موقع دوست داشتین می تونید این مطالب رو بخونید  و از دیدگاهتون منو مطلع کنید ... باعث افتخاره ...

مرسی از اینکه ازم تعریف کردین . راستش من از بچگی یعنی از دوران دبستان , مطالبی رو برای خودم  می نوشتم ... یعنی از اون زمانی  که داستانهای مادربزرگ رو که  آخر شبها برام تعریف می کرد  روی کاغذ بازنویسی می کردم  ... تا الان که دیگه برای خودم بزرگ شدم و مادربزرگ هم سالهاست که در دامنه تپه ای سرسبز به خواب ابدی فرورفته...  در ضمن ترجمه هم می کنم ... گاهی هم  قطعه های ادبی شبیه شعر میگم ... خب دیگه آدم که تنها باشه دیگه اجبارا! شاعر و نویسنده و محقق و مترجم ... میشه !! بذار یه داستانی رو براتون تعریف کنم :

میگن یکی از شاگردهای سقراط  ازش می پرسه استاد من می خوام ازدواج کنم نظر شما چیه ؟ سقراط میگه برو ازدواج کن اگه همسر خوبی گیرت اومد خوشبخت میشی و اگه زن بدی نصیبت شد مثه من فیلسوف میشی !!

 ولی سقراط نگفت که اگه مجرد باقی بمونی احتمالا نویسنده و شاعر میشی ...

حالا اگه شما منو نویسنده خطاب می کنید دیگه نظر لطفتونه ... آره درسته وقتی کسی سالهای زیادی مطلب بنویسه بقول شما تبحر و تجربه هم پیدا می کنه ... حالا اینکه قلمش شیوا باشه یا خسته کننده ... دیگه به ذوق و سلیقه نویسنده و خواننده بستگی داره ...   اگه دست داشتین برخی از مطالب منو اینجا می تونین بخونین ...

http://memcogol.persianblog.ir/

/ 0 نظر / 3 بازدید