عشق ،کشف آهسته

عشق ،

اگر حقیقی باشه دچار  روزمرگی نمیشه به عادت کردن تبدیل نمیشه ...

باید از روزمرگی گریخت زندگی نو شدن مداومه و عشق جوششی که هر لحظه رنگ و بویی تازه به خودش می گیره

اصلا  نو شدن و دگرگون شدن. و تازگی ، در ذاتِ عشقه ...  و طراوت در تار و پود عشق در هم بافته شده 

نمیشه که  تازگی و طراوت رو از عشق بگیری  اون دیگه اسمش عشق نیست !

همه چی دچار روزمرکی و کهنگی میشه .. همه چی تاریخ مصرف داره ... ولی این تنها عشقه که هیچوقت کهنه نمیشه ...

کشف آهسته

همه درونت رو آشکار نکن تا همیشه کمی ناشناخته باشی

آدما وقتی با غریبه ها مراوده می کنن 

مثه جزیره ای بکر هستن

وقتی همه جزیره  کشف شد

دیگه چیزی برای جذب کردن نداره

پس بذار کم کم کشفت کنن

بذار همیشه تازه و جذاب باشی .

 

معامله ی پایاپای

تسکین دهنده  خستگی هایت می شوم ،  تو آغوشت را به من بده

عاشقانه دوستت خواهم داشت ... تو مرا در آغوشت پذیرا باش

هر چه دارم بپای تو می ریزم .. مرا در آغوش بگیر

آزادی ام را می دهم برای بدست اوردنت و تو تنها آغوشت را به من بده

معامله خوبی است قبول کن ...

/ 2 نظر / 2 بازدید
s.arak

Likeeeeeeeeeeeeeeeee

s.arak

[دست] واقعا لایک داشت دلنوشته هات وحرفی برای گفتن جز تمجید نمیزاشت [لبخند] دقیقا هر سه نوشته را تایید میکنمو لایکش میکنم ... حیلی خوبه که دلنوشته ها و دغدغه ها و ماجراهایی که برات پیش میاد را توی وبلاگ مینویسی و میدونم که گاهی همین نوشتن ارومت میکنه اما اما تو بگو بامن من در ناکجا ابادم ؟ یا او ؟