غرور نذاشت بهت بگم ...

 

غرور نذاشت بهت بگم ...

قطعه خیلی قشنگیه یه جورایی شرح وضعیت منه ...

 

غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوست دارم

حالا نشستم یه گوشه دارم ستاره میشمرم

تنهایی عین یه تبر شکسته برگ و ریشه مو

سوزونده آفت غرور از حالا تا همیشه مو

 

اگه بهت گفته بودم حالا تو مال من بودی

من تو خیال تو بودم تو ؛ تو خیال من بودی

کاشکی میون من و تو,  تو اون روزا حصار نبود

هیچی میونمون به جز دلای بی قرار نبود...

...............

منبع :

http://delneweshteshoma.persianblog.ir/

/ 0 نظر / 26 بازدید