برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم!

مروری بر زندگی 24 ساعته  دخترای ایرونی !

نیمه شب : با رویا بخواب میرن و تو خواب هم   شاهزاده رویاهاشون رو می بینن که سوار بر اسب داره میاد به طرف اونا !

۶ صبح: یه مرتبه از خواب می پره و میینه همه اینها خواب و خیال بودن ! حسابی پکر میشه

۷صبح: شروع به اماده شدن برای رفتن به سرکار یا کلاس درس ( شامل یک ساعت کامل بزک دوزک !)

۸ صبح:  هر چند با 160 سانت قد 15 کیلو اضافه وزن داره ولی این مانع نمیشه که یه صبحونه مفصل نخوره !

 

۹صبح: پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون ۱۹ تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و... به امید خدا به سمت دانشگاه میره .

۱۲ ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه – صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و …

۱ ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از ۱٫۵ ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .

۲ ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!

 ۳ ظهر: دختر همچنان در جستجوی مورد  مناسب جهت دریافت جزوه!

۴عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خونه

۵ عصر: یدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاش هم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.

۶ عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.

۷ عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش. 

۸ غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.

۹ شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه .... اینم از عواقب عاشق شدنه ... !

۱۰شب: دختر ه غرق در این رویاست که  ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟

۲شب: دختر داره خواب می بینه رفته ماه عسل.

۵ صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که:

برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه بره . شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد... !

/ 8 نظر / 16 بازدید
نفیسه

سلام. نوشته هاتون شاید برای سرگرمی خودتون خوب باشه ولی بنظر من ناپخته حرف میزنید که شاید به همون فرهنگ اروپایی تون برگرده.. شما اگر آقا هستید نمیتوانید بجای یک دختر خانم 24 ساعت روزانه اون رو به تصویر بکشید!!! و نمیتونید توهین کنید.. اصلا این روش برای یک مرد ایرانی قابل توجیه نیست مگر اینکه واقعا دوست داشته باشه فرهنگ ایرانی و اروپایی رو با هم توی یک دیگ هم بزنه و یک شلم شوربایی درست کنه مثل شما.. موفق باشید و به جنیفر لوپز رویایی تون برسید.

کتایون

سلام آقو.ماشنیده بودیم این اقاپسرا هستن که تودانشگاه دنبال جزوه گرفتن ازدخترای زیبا هستن.میدونی روزای اقایون باهم فرق میکنه البته چیزی که مینویسم شامل همه اقایون نمیشه استثناء هم داریم تادلت بخواد.روز دانشگاه رفتن:صبح زود بلندشدن(البته زوداقایون باخانما فرق میکنه) اگه حالشو داشته باشه یه دوش سرسری میگیره بعدحالا میگرده لباس میپوشه وتوانتخاب لباس وسواسی خرج میده که نگو انگارداره میره خواستگاری حالابعدازاینکه کلی به موهاش سشوار میکشه یه نگاه تو آیینه ونمره قبولی اما گم شدن یه لنگه جورابش ضد حالی که نگو بالاخره بعدازکلی هول وهلا پیداش میکنه ...وقتی ازمامان داره خداحافظی میکنه مادر نگاه خریدارانه ای بهش میکنه دلش غنج میره ومیگه الهی دامادی تو ببینم مادر.خلاصه راه میوفته بره دانشگاه سعی میکنه حداقل مثل خیلی جلسه ها دورنکنه.میادمیرسه وروی صندلی میشینه که اتفاقی خیلی اتفاقی یه دخترزیبا که ازقضا باباشم یا دکتره،مهندسه،کارخونه داره وبازم ازقضا کوچیکترین مسافرتی که میرن دبی، چین ،کانادا و ...است روصندلی بغلی نشسته ...استادمیاد توکلاس پسرداستان ما خیلی شوخ طبع،بامزه وبانمکه.توطول کلاسم سعی میکنه هرجور شده مخاطبش ..ادام

کتایون

دخترقصه مون باشه.کلاس که تمام شد وقت ناهارتو سالن غذاخوری هم سعی میکنه یه جورایی توچشم باشه حالا بگذریم ازچه شیوه هایی استفاده میکنه ...میرسیم بجایی که وقت خونه رفتنه هر جوری شده بادختر هم مسیر میشه حالا فکرکن خونه هاشون تو دوجهت مختلف هم که باشه پسرقصه مون بلده چطور هم مسیر بشن اگه اقو ماشین داشته باشه ابرومه وخورشید وفلک دست به دست میدن تا ماشین خراب بشه یااینکه ماشین دخترو کاکو فرق نمیکنه بالاخره باید یه ماشین از دور بره کنار.پسرمون مردونگیش اجازه نمیده که همکلاسش معطل بمونه باهزار کلک (بازم پسره بهتربلده چطوری)میخواد همراهیش کنه که موفق هم میشه حالا توراه هم چقدر برا دختراسمون ریسمون میبافه فقط خدامیدونه اگه دخترمون قبول کنه یه کافی شاپی جایی یه قهوه ای هم میخورن سرآخروقتی ازرو غیرتی که داره نه خدانکرده چیزی دیگه دخترروتاخونه همراهی میکنه جزوه شو هم میگیره تا بهانه ای برای دیدار بعدی باشه .خلاصه بعدازیه روز پرکار شب وقتی خواست بخوابه با نقشه هایی که برا آینده اش میکشه به خواب میره وحالا تاصبح چی میبینه خدا میدونه وخودش.من ساعتی براش نگفتم چون فقط خودشون میدونن کی چکار میکنن.روزای عادی فرق زیادی باروزای

کتایون

روزای عادی اقایون فرق زیادی باروزای دانشگاه رفتنشون داره مثل بیرون رفتن طرز لباس پوشیدن وحتی بیدار شدنشون چون روزای عادی بیشتربه زور پارچ آبی که رو سرشون خالی میشه بیدارمیشن(البته مورد اخر مربوط به سالهای قبل میشه وبیشتربراشوخی گفتم)ولی روزای دانشگاه بچه ازعشقی که به دانشگاه رفتن داره بیدار میشه!! واقعا که چه قدر درس خونن آفرین.کتی...

کتایون

راستی یه چیز دیگه محمداقو.چندوقت پیش درجواب کامنتی که برات گذاشته بودم جواب داده بودی اگه این طور پیش برم وخودمو خسته کنم تو زندگی آینده تو.....خوابم میبره من براتون جوابی دادم امابه ایمیلت چون مناسب ندیدم اینجابراتون کامنت بزارم دوبار برات ایمیل دادم دلم میخواست نظرت رو درمورد ایمیلی که دادم بدونم اما جوابی ندادی.کتی...

محبوبه صالحی

سلام بر نوبسنده و مخاطبان. واقعا تو این سالهایی که رفتم دانشگاه ندیدم دختری از پسری جزوه بگیره! :)) ولی با مزه بود... به خصوص اون 19تا عکسی که مامانش گرفت! عکساشو دیدم تو فیس بوک! فرهنگ اروپایی و اسیایی و افریقایی هم باحال بود! کلی خندیدم! چه ربطی داشت این 1مطلب طنز بود دیگه راستی 1سوال ...چرا بعضی ها اینقدر لجشون میگیره از شما... واقعا برامسواله.

s.arak

سلام از این کامنت خصوصیا نزارین خب [چشمک] نمیشه که ما در جریان نباشیم [نیشخند] به هرحال ما رو هم در جریان بزارید تا نظر بدیم[زبان]