گاهی مواقع حوصله خودتم نداری ...

گاهی مواقع حوصله خودتم نداری ...

 

 

چهارشنبه، ٢۶ شهریور ۱۳٩۳  - ۱:۴٠ ‎ق.ظ

خـــداحــافظـــــی بـــایــــد رو در رو بــــاشه

 

سلام اقو.منم دوست دارم بعضی حرفا رودررو گفته بشه اماگاهی مواقع که کسی شرم حضورداره خوبه بتونه حرفای دلشو باتلفن به طرف مقابل بگه.

من تاسال قبل گوشی همراه نداشتم چون دوست نداشتم بخاطر اینکه بقول شما دردسرش بیشتره مثلا کسی زنگت بزنه نتونی جواب بدی چقدر بایدتوضیح بدی ک چراجواب ندادی ولی دیدی گاهی مواقع حوصله خودتم نداری حالا ی نفرم مدام زنگت میزنه نمیدونم چرا اصراردارن هی زنگت بزنن تا جواب بدی انقدر ناراحت میشم من تو همچین مواقع جواب نمیدم تازه گوشیمو میزارم رو سایلنت .

 تواین چند وقتی که نتونسته بودم براتون کامنت بزارم خیلی ناراحت بودم دلم براتون تنگ شده بود.ارادتمند شما  کتی...

نویسنده: کتایون

 

 سلام کتایون خانوم :

خوشحالم که دوباره مطالبتون رو می خونم . کامنتی که نوشتین چندین بار خوندم میدونی از چه نظر برام جالبه ؟ غیز از محتواش که خب قابل تامله و باید درمورد مطالبش بیشتر فکر کنم ... لهجه زیبای شیرازی شما قشنگ تو این نوشته ها پیداست اینقدر واضحه که مثه اینکه خودتون دارین حرف می زنین ! بخصوص اونجاش که چند بار تکرار کردین :  کسی هی زنگت بزنه ! این اصطلاح دقیقا شیرازیه ...

اما در مورد مطلبتون باهاتون موافقم گاهی بعضی حرفا رو نمیشه رو در رو گفت من خودم خیلی از حرفهایی رو که نمی تونم بقول شما بخاطر شرم حضور به کسی بگم با اس ام اس بهش می گم باور کن گاهی تاثیر این اس ها خیلی بیشتر و عمیق تر از حرف زدنه مستقیمه کاش اون کسایی که فکر می کنن کاربرد اس ام اس فقط جوک و لطیف است به این جنبه های این ابزار ارزشمند  هم توجه می کردن .

بنظرم اختراع موبایل اوج شاهکار مهندسی مخابرات است چیزی که حتی تصورش برای دانشجوهای این رشته که یکی دو دهه پیش در این رشته درس می خوندن هم متصور نبود الان عملی شده تا حدی که در دست مردم عادی کوچه و بازار هم قرار گرفته ... ولی ان ماهیت درونی ماست که باعث میشه وسیله ای مفید یا مضر باشه ... توقعات ما زیاده من خودم هیچ وقت حتی به نزدیک ترین کسانم هم بی موقع زنگ نمی زنم چون ممکنه خواب باشن یا در حال رانندگی باشن ... باید رعایت کرد و اگه جوابی ندادن و یا دیر جواب دادن نباید  گله مند شد...

ولی من هیچوقت موبایلم رو سایلنت نمی کنم قبلا  گاهی که از دست ادما خسته میشدم  اونو خاموش می کردم که دیگه حالا این کار رو هم نمی کنم چون همین خاموش کردنا باعث شد که چند هفته پیش موبایلم که  تو سینی غذای رستوران جا مونده بود   ... ظاهرا پیشخدمت های رستوران هم اونو توی سطل زباله ریختن و مدتها خطم خاموش بود و هنوزم که سیم کارت جدید گرفتم فعال نشده و  کلی برام دردسر شد ه... رچی هم زنگی می زدم فایده ای نداشت چون خاموش بود اگه روشن بود حتما می تونستم پیداش کنم ... سایلنت کردن هم همین مشکلات رو داره ...

منم این روزا  مرتب روی اینترنت نیستم و به همین جهت گاهی ممکنه جواب کامنت ها رو ندم یا زود به زود آپ نشم . ولی خب دوست دارم ارتباطم رو با دوستان مجازی خوبی مثه شما حفظ کنم ...

فعلا این هفته هم که دارم میرم مسافرت ... می خوام برم جشنواره گل و گیاهان زینتی محلات ...

/ 7 نظر / 67 بازدید
گمنام

دوستانم همه نابند، طلا سیری چند؟ درد از همه شان دور، بلا سیری چند؟ بی گل روی عزیزان، نفسم می گیرد بی حضور رفقا، صلح و صفا سیری چند؟

سحر

سلام از خاطراتی که گذاشتین خیلی خیلی خوشم اومد جالب بودن. یه سوال چطوری با این همه خانم آشنایی دارین؟خیلی برام جالبه.فکر کنم خیلی آدمه اجتماعی هستین.رمز موفقیتتون چیه؟من آدم اجتماعی نیستم وقتی خاطراتتونو خوندم تعجب کردم چقدر ارتباطاتتون قویه.منم دلم می خواست اینجوری باشم.

کتایون

سلام محمداقو.خوش به احوالت کاکو من عاشق مسافرت رفتنم اماای دریغ بجزشیراز جایی اجازه ندارم برم چند ساله دلم میخوادبرم تبریز.ارومیه.ماسوله.علی ابادکتول وشهرای دیگه ای ک قبلا رفتم امافقط شیرازمیتونم برم چون خواهرم اونجاس واینکه بخاطراینکه ی دخترهستم نمیتونم جایی تنهایی برم اولا خوشحال بودم که دخترم اما حالا ناراحتم چون خیلی برام محدودیت ایجاد کرده بعدازفوت مادرم بخاطرطرز رفتاراشتباه بابام هیچ کسی دیگ بهم احترام نمیزاره دیروز یا بهتربگم چندساعت قبل سال مادرم بود زندگیم شده جهنم بابام ازدواج کرد منم تنهاوسط ی معرکه ام میخوام جدازندگی کنم اماپدرم نمیزاره بخاطر حرف مردم خودخواهی خودش بهم گفت اگه پسر بودی برام مهم نبود کجابری اماموندم فکری چراتواین دنیای بی دروپیکر ادمابایدبراحرف مردم زندگی کنن اینجاس که دلم میخواد یاپسربودم یاتوایران نبودم به هرحال بگذریم سفر خوبی داشته باشی بهت خوش بگذره الان خسته ام فرداشب دوباره برات کامنت میزارم.ارادتمند شماکتی...

آسیه

من شیرازیم از اونا که تا 6 پشتشون از پدر و مادر شیراز بوده... ولی هیچ کدوم نمیگیم زنگت بزنم و زنگت میزنم و زنگم بزن و غیره...تا حالا این رو هر بار شنیدم از کسانی شنیدم که از شهرستانای اطراف شیراز بودن...

زهرا.ش

سلام یادمه یک پست تو وبلاگتون خوند درمورد اینکه فاصله سنی زیاد چع فوایدی داره,اما از اونجایی که مقاله مستند نبود و نظرات خودتون بود نظری نگذاشتم,و به این فکر کردم که شما بخاطر اصرارتون به ازداج با دخترای جوون که البته دور از دسترس شماست اون پست رو نوشتین که خودتون رو راضی کنین حالا من یه مقاله خوندم که پیشنهاد می کنم شما هم مطالعه کنید http://www.persianv.com/yaddasht/260690.php

زهرا.ش

شما هم که همه ش خودتون رو درگیر نظریه دادن و متقاعد کردن دیگران می کنید!پدر من همیشه یه جمله ای رو می گه که''حقیقت یه چیزه,واقعیت یه چز دیگه'' شما که حقیقت رومیگید,واقعیت رو هم ببینید,آیا واقعیت هم اینه?باشه,به فرض که حق با شماست و دخترهای بسیار جوونی حاضرن با شما ازدواج کنن,این مشکل رو حل می کنه?این موضوع که شما دارین تو تنهایی پا به سن می ذارین برعکس می شه و تغییر می کنه?

زهرا.ش

مقاله نبود،گزارش بود گزارشی از واقعیت های جامعه ایران شما هم یکی از همین جامعه