درک خوبی از زندگی داری

آشنایی با بهار خانوم

اس ام س های بهار

 برای اولین بار دیروز 3 اردیبهشت 92 بهش زنگ زدم اول اس دادم  زنگ زدم ولی جوب نداد بعداً معلوم شد سرکلاس دانشگاه بوده . بعدش اس داد که تماس بگیر رفتم شرکت و ساعت 12 از شرکت بهش زنگ زدم صدای خیلی ظریق و قشنگی داشت مثه یه دختر سیزده چهارده ساله . مشخصات خودم رو براش اس ام اس کردم اونم بهم یه سری از مشخصات خودش رو گفت اینکه :

دانشجوی ترم دوم طراحی دانشگاه نجف آباده

بهار کاظمی


درک خوبی از زندگی داری

آشنایی با بهار خانوم

اس ام س های بهار

 برای اولین بار دیروز 3 اردیبهشت 92 بهش زنگ زدم اول اس دادم  زنگ زدم ولی جوب نداد بعداً معلوم شد سرکلاس دانشگاه بوده . بعدش اس داد که تماس بگیر رفتم شرکت و ساعت 12 از شرکت بهش زنگ زدم صدای خیلی ظریق و قشنگی داشت مثه یه دختر سیزده چهارده ساله . مشخصات خودم رو براش اس ام اس کردم اونم بهم یه سری از مشخصات خودش رو گفت اینکه :

دانشجوی ترم دوم طراحی دانشگاه نجف آباده

سن 23 سال

قد 160 سانتی متر

وزن 50 کیلوگرم

بهش گفتم که سنم حدوداً چقدر هست ولی گفت که سن براش مهم نیست و اتفاقا از پسرهایی که لباسهای جلف می پوشند و مدل موهاشون رو فشن می کنند خوشش نمی آد دنبال سادگیه و شخصیت و اخلاق براش مهمه . البته دخترای دیگه ای هم این حرفا رو زده بودند ولی بعدش دقیقا خلاف گفته هاشون عمل کردن . ولی این یکی اصرار داره که سن و قیافه براش مهم نیست . امیدوارم وقتی منو می بینه نظرش عوض نشه . عوض ام شد برام مهم نیست دیگه تصمیم قاطع دارم که برم اکرائین با یه  دختر خوشگل و قد بلند و حدود 20 ساله اکرائینی ازدواج کنم .

عصر که رفتم خونه دوباره زنگ زدم باها مفصل صحبت کردم . بعدش اس داد که :

-           تا چه اندازه از من خوشتون اومده ؟ البته می دونم بدون  دیدار سوال سختیه ولی اگه میشه درصد تقریبی بگو

-          بهش اس دادم که : صدای شما خیلی قشنگ و ظریفه و مثل یه دخترجوون می مونه طرز فکرتون خیلی پخته تر از سن اتون هست و اینکه به عکاسی و ورزش و علاقه دارید خیلی خوبه و اینکه به بچه علاقه دارین و هنرمند هستین برام جالبه و از همه مهم تر اینکه جوون هستین و من با شما احساس جوونی می کنم .

-          مرسی از جواب قشنگتون

-          و من پرسیدم : حالا تا اینجای آشنایی شما نظرتون رو در مورد من بگین

-          و او جواب داد : اخلاقتون که خوب بود کلاً نظرات و سلیقتون رو دوست دارم ، درک خوبی از زندگی داری رفتارتون به روزه چند نظر مشترک داریم که خوشم اومدو... کلاً حرف نداری

-           22:46 – روز 3 اردیبهشت 1392

-          جواب دادم :

-           از اینکه در مورد من مثبت فکر می کنید ممنونم اما من از دوستام می خوام که عیبهامو به من بگن شما هم اگه مورد منفی دیدین بگین ؟

-          و او جواب داد : خدا رو شکر خوب بوده تا اینجا . اگه بود می گفتم

23:07

...............

بیشتر روزها میره دانشگاه و وقتی هم خونه هست کارهای خونه مثه آشپزی رو انجام میده دیشب 7 اردیبهشت که گیر کلانتری بودم و موبایلم خاموش بود ولی امروزغذرخواهی کردم و  چند تا اس ام اس دادم از جمله گفتم که خب میشد که می تونستم عکس ات رو ببینم ؟

-          گفت به فامیل امون می گم که بهت نشون بده –

-          -گفتم اگه چهره اتون رو دیدم وبا  اونی که در ذهنم بود متفاوت بود از دستم ناراحت نمی شی ؟ ( ببین چه جواب منطقی داد )

-          نه چون نمی تونم به اجبار وادارتون کنم به اینکه منو بخوای . هر کسی نظری داره و شرایطی . شما حق داری که قیافه انتخاب کنی . 19:15  یکشنبه 8 اردیبهشت 1392

-          و من بهش گفتم :  همین سخت گیری ها و گیر دادن به قد و  قیافه  باعث شده که تا حالا تنها بمونم .

-          نمی دونم چرا اینجوره فکرتون . ولی من با این سن برعکس بقیه همسن و سالهای  خودم قیافه و تیپ ( برام )اصل نیست . و شخصیت و معرفت و اخلاق رو می بینم . 19:23

-          پرسید چرا این سوال رو کردی ؟

-          گفتم آخه بعضی از دخترها که به من جواب منفی دادند من از دستشون خیلی دلخور و ناراحت شدم

-          گفت : می خوای تلافی اونا رو سر بهار خام دربیاری ؟

-          گفتم : نه من چنین جسارتی نمی کنم شما شخصیت ارزشمندی هستین .

-          از لطفتون ممنونم .

-           

و فعلا اس ام اس و گاهی حرف مکالمه تلفنی بین ما برقرار هست تا ببینم ادامه این ماجرا به کجا می کشه ؟

 

........................م.ت 3 اردیبهشت ماه 1392

بهار کاظمی