سحر  ( سحر خیز )

با این سحر خانم کاملاً اتفاقی آشنا شدم . در واقع دوست یکی از دوستان من به نام مهرنوش بود اینها سه تا دختر بودند که به هم می اومدند  تخت طاووس .

مهرنوش خیلی مانکن و خوش اندام بود ولی یه جورایی اخلاق خاصی داشت و حرفهای عجیب و غریب زیاد می زد ولی این سحر خانوم : خانمی با  قد نسبتاً بلند و البته مقداری چاق بود که صورت زیبایی هم دارد حدود 26 ساله گه قبلاً یه ازدواج ناموفق داشته است و حالا مجرد زندگی می کند توی رستوران با او آشنا شدم با دوستاش گاهی می اومد اونجا و خیلی خوش مشرب و صمیمی بود در واقع یکی از دوستای مهرنوش بود که با من رابطه گرمی داشت .

بهرحال دوستی ما همینجور ادامه داشت تا یک شب ازش دعوت کردم که بیاد خونه ام مهمونم باشه . اولش با او رفتیم رستوران هتل و شام خوردیم و بعدش هم رفتیم خونه .

یه تاپ شلوارک قرمز رنگ خیلی خوشگل و گرون قسمت از مرکز خرید بوستان براش خریده بودم که اون شب بهش دادم به همین بهونه که این لباس رو امتجان کنه لخت شد با وجودیکه چاق بود  ولی اندامی هوس انگیزی داشت .

  شب فراموش نشدنی رو برام رقم زد به همین مقدارش هم راضی هستم !

 

.......................زمستان 1391

  •  غبیش به معنی :  ایل سحر خیز می باشد  _ چون
  • البو به معنای ایل و طایفه  است
  • و غبیش به معنای سحر خیز می باشد
  • نام -طایفه ای بزرگ  است که در استان خوزستان ساکن می باشند و نام خانوادگی خیلی از عربهایی است که درماهشهر و سربندر زندگی می کنن