ماجرای خانم ز

چند وقت پیش حمید یه اشتباهی بزرگ کرد کلید خونه عادل رو می گیره با معصومه میره اونجا . همسایه ها می بینند و به خانمش که تو مسافرت بندرعباس بوده اطلاع می دن و همین باعث میشه که رابطه عادل و زنش شکر آب بشه . کلی تلاش کردم و تلفن زدم و اس دادم تا بالاخره زنش راضی شد کوتاه بیاد . و قول دادم مواظب باشم عادل دست از پا خطا نکنه .

تا اینکه یه روز سرزده ظهر رفتم رستوران دیدم عادل پیش یکی از مشتری های خانوم نشسته ! به روش نیوردم گفتم شاید عبرت بگیره ! ولی نگرفت یه خط جدید ایرانسل میگیره که راحت بتونه با دخترها صحبت کنه . دست برقضا زنش مجشو می گیره یکی از دوستاش رو مامور می کنه بره با شوهرش تلفنی حرف بزنه و همه حرفاشونو ضبط می کنه !  بعدش به من اس داد  اینها بخشی از اس هایی که داده تا بدونید که وقتی برای یک زن پای زن دومی به میان می آید اوضاع تا چه حد می تواند به وخامت گراید هرچه من اس میدم و ازش خواهش می کنم که بیاد حرف بزنیم قبول نمی کنه .

چرا عاقل کند کاری ... که باز آرد پشیمانی ؟!

 

 من صبح می رم داد دادگاه آقای...  کار عادل جای بخشش نداره عادل خودش باعث شد این زندگی به پایان برسه . شبتون بخیر مرسی از راهنمایی تون . 1:37 – 9 آذرماه

آفای ... من رفتم شکایت عادلو شکایت کردم ماه بعد دادگاه داریم میرم بندرعباس برج دیگه برمی گردم ایقد ازش متنقرم که حاضر نیستم جایی که عادل باشه من برم . 12:10 – 10 آذرماه 1391

بفرمائید  آقای  ؟ همه ضبط شده مکالمشو در میارن حتی اس هایی که به اون خط داده به همه ثابت می کنم عادل چه آدم کثیقیه . 12:19 – 10 آذرماه 1391 ...............

شب که رفتم رستوران دیدم عادل گفت خانمم باهام آشتی کرد بعدش گوشی رو داد خانمش و خانمش گفت ساعت کاری عادل رو درست کنید که شبها دیر نیاد ! بیشتر خونه باشه ! گفتم ببخشید خانم تا همین دیشب شما می خواستین طلاق بگیرین و دنبال شکایت بودین حالا چی شد که یه مرتبه نظرتون این همه تغییر کرد و می خواهید بیشتر خونه باشه ؟؟!

آه از این دنیای پیچیده خانم ها که هیچکس از آن سر در نمی آورد حتی خودشان !

ماجرای خانم زاهدی