اس ام اس های دنیا رنجبر

وقتی بهش اس دادم و گفتم از آشنایی با شما خوشحالم او هم جمله ای به همین مضمون را برایم فرستاد چند تا اس که دادم گفتم اگه امکانش هست زنگ بزنی تلفنی صحبت کنیم بعدا فهمیدم که شماره های گوشیش مشکل داشته و اس دادن براش سخت بوده . من هم زنگ زدم و یک کارت شارژ رو تموم کردم . حرفهایی زیادی زدیم وازش خواستم مشخصات خودش رو برام اس ام اس کنه که این کار رو کرد اینها تنها بخشی از اس ام اس هایی است که او داده است و پاکشان نکردم . یکی سری رو چون گوشی موبایلم جا نداشت حذف کردم .

 

1-      دنیا رنجبر هستم متولد 61 . اسفند بدنیا اومدم 20 ساله آبادان زندگی می کنم سه تا خواهر و و یه برادر دارم پدرم اهل آبادانه و شغل آزاد داره و مادرم خانه داره . خودم دو سال با سمت حسابدار کار می کردم , کاردانی امور بانکی دارم . ساعت : 13:17 روز 23 تیرماه 1391

2-      دائیم اینجا کار می کرده عاشق عمه ام شد اونا که ازدواج کردند بابام هم از مامانم خوشش اومد و با هم ازدواج کردند . 14:06 23 تیرماه 1391

3-      منم مهربونم عاشق خانواده ام بچه خیلی دوست دارم یه دختر خواهر دارم عاشقشم خریدو دوست دارم مسافرتو دوست دارم , دوست دارم شنا یاد بگیرم . بجا و با توجهد به موقعیت مالیم خرج می کنم . 14:59 23 تیرماه 1391

4-      خیلی دوست دارم ماشین بخرم ولی فعلاً نشده , خیلی خونسرد و با گذشتم دوست دارم با کسی ازدواج کنم همه جور درکم کنه . 15:02 – 23 تیرماه 1391

5-      حالا حضوری همدیگرو ببینیم . ظاهری مورد قبول بودیم بیشتر با هم آشنا می شیم صلاح دونستیم و از همه لحاظ برای هم مناسب بودیم اون موقع تصمیم می گیریم 15:25 – 23 تیرماه 1391

6-      آرایش کردنو دوست دارم لباسامم تقریباً مطابق مد و سلیقه خودمه ولی سعی می کنم متناسب با هر جایی لباس بپوشم و آرایش کنم مثلاً سرکار اصلاً آرایش نمی کردم . خودم فعلاً دوست دارم 206 بخرم . چهار پنج تومنی دارم . 16:03- 23 تیرماه 1391

7-      دو تا یا دوتاش دختر باشه یا دوتاش پسر باشه . خودم دختر دوست دارم . 00:23- 25 تیرماه 1391

.............تا اینجا برخی از اس ام اس هایی بوده که پاک نکردم و قبل از دیدن همدیگر

اس ام اس های بعد از ملاقات : یکشنبه شب 25 تیرماه با هم در رستوران کمپ خیام دیدار داشتیم اولین بار او مرا در ترمینال دید .

 

8-      من خونه هستم تصور خاصی نداشتم جر یه آدم معمولی مهربون که همون جوری بوده . شما چطور ؟ 23:52- 25 تیرماه 1391

9-      اون معیارهایی که مد نظرمه شما ندارید ؛ با توجه به خوب بودن شما . 00:17 – 26 تیرماه 1391

10-   ظاهری , رفتاری و برخورد

11-   میشه یه خواهش کنم .

12-   همه عکسهایی رو که ازم گرفتید همین الان پاک کنید .

13-   برخورد و رفتار شما ایرادی نداره  من یک انتظار دیگه ای از طرف مقابلم دارم

14-   ایرادم رو بگید دوست دارم بدونم – در مورد درخواستم جواب ندادین ( پاک کردن عکسها )

15-   امانت داری که امانتش دست همه است . اگه میخوائید یکی شو یادگاری نگه دارید بقیه اشو پاک کنید دلیلی نداره نگهش دارید ! 1:01 – 26 تیرماه 1391

16-   باشه من پاک می کنم

................بعداز یک روز که قهر کرده بود

یهش اس دادم که سلام دنیا خانم دیگه خبری ازتون نشد حالتون چطوره ؟ نکنه قهر کردین ؟

17-   سلام خوبید ؟ نه اهل قهر کردن نیستم ولی از طرز جواب دادنتون اصلاً خوشم نیومد اون شبم اگه جواب اس ام اساتون رو ندادم شارژ نداشتم .10:37- 27 تیرماه 1391

18-   از جواب دادنتون به نظرم و خواسته ام 10:50- 27 27 تیرماه 1391

19-   شما نظرتون رو در مورد خودم ندادید با توجه به جوابهای من در مورد خودتون نظر دادید . 11:17 – 27 تیرماه 1391

20-   نه ناراحت نمیشم . 11:30 – 27 تیرماه 1391

21-   مرسی از لطفتون 11:59

22-   راضی به زحمت نبوده و نیستم . 12:04

23-   مرسی شارژ شد 12:16

24-   ظاهر و اخلاقتون اشکالی نداشت من نمی پسندم ؛ هر کسی یه سلیقه و معیاری داره ما نمی تونیم بخاطر خودمونو عوض کنیم . 11:21

25-   دوست داشتم نظرتونو درمورد خودم بدونم حتی اون ایرادهایی که گفتین 14:57

26-   بهرحال از آشنایی با شما خوشحال شدم امیدوارم هرجا هستید موفق باشید . 15:29

27-   چرا اینقدر براتون مهمه ؟ 16:13

....................چهارشنبه 28 تیرماه 1391

با این اوصاف ( اینکه او قدش کوتاهست و چاقه و تازه این همه افاده داره و فکر می کنه از دماغ فیل افتاده و شرایط منو هم نداره و بی محلی می کنه ممکنه ) این پرسش پیش بیاد که من چرا دارم خودمو کوچیک می کنم و این همه به او اس ام اس می دم ؟! جوابش اینه که من دارم به اصطلاح عوام با این خانم حال می کنم اینطور به کنه ذات و شخصیت اش پی می برم برام جالبه اینطور به اعماق ذهن و شخصیت زنها نفوذ کنم اینها دستمایه هایی برای داستانهای فشرده من ( داف ) هستند نجربه ام رو بالا می برند و کمک می کنند که فردای روز اگر خواستم چند صباحی با یک زن زندگی کنم بفهمم که زنها چه جور موجوداتی هستند و چه رفتارهایی می توانند داشته باشند و برخی از آنها تا چد حد می توانند خودخواه و بی وفا و نامرد ! باشند ( البته اینو به همه زنها تعمیم نمی دم چون من همین الان تجربه دوستی به هدی خانم رو دارم که یک دخترخانم نمونه به تمام معنی است حیف که نمی تونم باهاش ازدواج کنم )

بگذریم در ادامه همین کند وکاو روانی و شخصیتی خانم ها :

صبح اس ام اس دادم و حالش رو پرسیدم  و ضمناً گفتم که اگه یه کار تو ماهشهر باشه میایی اینجا کار کنی ؟ جواب نداد چون خواب بود 2 ساعت بعد جواب داد :

28-   اینجا ( منظور آبادانه ) خیلی دنبال کار گشتم گیر نیومد تو تهران کار پیدا کردم می خوام برم پیش خواهرم . 09:51 – 28 تیرماه 1391

29-   ازش پرسیدم چه کاریه : حقوقش چقدره ؟ کجاست ؟

30-   جواب داد : دلیلی نداره بخوام همه چیزو به شما بگم ! ( نمی دونم این طرز حرف زدن رو به حساب گستاخی و بی ادبیش بذارم یا به حساب کودکانه فکر کردنش ؟ آخه ایشون دیروز  از پرنسیب های اخلاقی حرف می زد و منو به بی ادبی متهم کرده بود پس نباید خودش  بی ادب باشه ! از طرفی وارد 30 سالگی شده است ( متولد اسفندماه 1361 ) و نباید این قدر کودکانه حرف بزند !!

31-    

من چند تا اس ام اس دیگه هم تا ساعت 5/1 بعد از نیمه شب به او دادم و حرفهایی که دردلم بود به او گفتم البته او جوابی  نداد شاید هم جوابی نداشت که بدهد ! از این خصلت دخترها متنفرم که به همین سادگی رابطه اشان را به مردها به هم می زنند. آنقدر بی اعتناء و خونسرد که چندش آور است . خودش گفته بود که آدم خونسردیه ولی همون دخترهایی هم که ادعای خونگرمی  می کردند و مثل لیلا که به من می گفت حتی اگه جدا بشیم تا آخر عمر دوست باقی می مونیم وقتی کارش راه افتاد و خرش از روی پل گذشت رفت و پشت سرش رو هم نگاه نکرد و بهم اس داد که اون موقع ناچار بودم و ازت سوء استفاده کردم .

همیشه دلم برای دخترهایی که وقت ازدواجشون گذشته بود مجرد مونده بودند می سوخت پیش خودم می گفتم کاشکی صد تا دل داشتم و می تونستم دل همه این دخترها رو بدست بیارم و یا دست کم کاری برای اونها بکنم ولی الان دیگه دلم برای هیچ دختری نمی سوزه چون فکر می کنم اون حتماً در یه دوره زمانی از عمرش خواستگار خوبی داشته که اونو رد کرده و بنظرم حقشه که تا آخر عمرش تنها بمونه . خود کرده را تدبیر نیست .