من خیلی دوست دارم ازدواج کنم ...

تقدیم به شیدا خانم

 که با رد کردن من  یکی از بهترین فرصت های زندگی اش را از دست داد ...! *

24 سالمه. تا الان حدود 15 تا خواستگار خونمون اومده اما فقط 2 یا 3 نفرشون بعد از اینکه رفتن زنگ زدند حتما فکر می کنید من یا خانوادم ایرادی داریم. اما اصلا اینطور نیست از لحاظ ظاهر هم بگم که ظاهر خوبی دارم اما زیبای خفته نیستم !

 من خیلی نیاز به داشتن همسری را حس می کنم. دارم زجر می کشم گاهی اوقات واقعا میریزم به هم احساس بد بختی می کنم تازه اکثر خواستگارام مطابق میلم نبودند.وقتی یه خواستگار میاد میدونم که اینم مثل بقیه میشه مگه بقیه چیکار می کنند که مورد پسند قرار می گیرند؟ یعنی من هیچ جذابیتی ندارم؟ خواهش می کنم کمکم کنید.

پس این همه ادم که با شرایط خیلی مناسب تر از خودشون ازدواج می کنن چیه؟؟ به هر حال سوال از خلق خدا کار بیهوده ای هست.من شرایطم با اون خانمها متفاوته من خیلی خواستگار (خواستگار که نه کسانیکه به عنوان خواستگار می اومدن) داشتم البته الان دیگه ندارم .و اکثر اونها پس می زدند از خدا می پرسیدم اینها چرا باید بیان در حالیکه تو از نتیجه اگاه هستی

الانم خوشحالم که دیگه کسی نمیاد از خدا می خام  یک ادم درست حسابی جلو راهم قرار بده...

جواب:

می دونید دراغلب جوامع وبخصوص جامعه سنتی ایران دخترها فرصت های زیادی برای ازدواج ندارند به ویژه که بیکاری و بی پولی پسرها هم مزید علت شده و کمتر راغب به خواستگاری و زن گرفتن هستند همین وضع اقتصادی بد باعث شده که عده زیادی از زنها و حتی دخترها تن فروشی کنند و این بازهم وضع رو بدتر می کنه چون پسرها راحت می تونند نیازهای جنسی شون را برطرف کنند و یکی از مهمترین و قوی ترین انگیزه ها برای ازدواج کردن که همانا کشش جنسی باشه کم رنگ میشه .

در چنین شرایط وخیمی و با چنین " بحران شوهری " که در جامعه ما وجود داره دخترها باید هشیار باشند که همان اندک خواستگارهای خوب خود را براحتی رد نکنند چون به محض اینکه سن اشان بالا رفت و همان آب و رنگی هم که داشتند محو شد دیگر پیدا کردن شوهر کار شاقی است و یا باید تا آخر عمر تنها بمانند ویا تن به ازدواج با مردان مسن و زن مرده و بیوه و خلاصه مردانی که هر یک به نوعی عیب و ایرادی دارند بدهند .

پس مهم ترین توصیه من به همه خانم های جوان زیر 30 سال این است که نگذارند سن اشان از مرز 30 بگذرد حداکثر در همان 27 سالگی ازدواج کنند چون موقعیت زنها با مردها فرق می کند .

یک مرد حتی اگر تا پنجاه سالگی هم مجرد باقی بماند همواره زنهایی وجود خواهند داشت که با او ازدواج کنند می تواند برود با یک دختر 30 ساله ازدواج کند که 20 سال از خودش کوچکتر است حتی این امکان وجود دارد که با خانم بیوه ای که 25  ساله یا 27 ساله هم باشد ازدواج کند اگر کمی سطح توقع اش را پائین بیاورد حتی امکان ازدواج با دختران زیر 20 سال روستایی را که سواد زیادی ندارند و وضع مالی اشان خوب نیست برایش وجود دارد .

ولی یک زن این موقعیت ها را ندارد .

یک مرد می تواند در یک روز به خواستگاری 10 تا زن برود .

ولی زنان باید بنشینند تا خواستگاری از راه برسد . شاید هم سالها بگذرد و کسی زنگ در را بصدا در نیاورد ! اینها البته جای نگرانی است ولی چه باید کرد جامعه سنتی ایرانی محدودیت های خاص خودش را دارد و عیب و عار است که دختری از پسری خواستگاری کند و حتی برادرهاو خواهرهایش او را پیشنهاد دهند .

بله درست است که ازدواج یک معامله نیست و رابطه یا عاطفی بین دو نفر است ولی به نوعی شبیه خرید ماشین و کالا ست و یا دست کم در جامعه سنتی ما اینگونه است . پسر ؛ دختری را زیر نظر می گیرد به خواستگاری او می رود و دقیقاً شبیه خرید یک ماشین ؛ اگر پول و امکانات و خانه و ماشین داشت .

زندگی در جامعه ای بسته :

واقعاً جای بسی تاسف و نهایت شور بختی است که در عصر انفجار اطلاعات و اوج دوران با شکوه ارتباطات ما چون سلولهای تک و جدا از هم هستیم بطوریکه در دهکده پدربزرگ که از رادیو و تلویزیون و تلفن و موبایل و اینترنت خبیر نبود  ارتباط آدمهای محدود روستا با هم بیشتر از ارتباطی که بود که الان ما در دهکده جهانی مارشال مک لوهان داریم!

نبود این ارتباطات و مراودات معمول اجتماعی باعث شده است که پسران و دختران زیادی که مناسب هم هستند از حال هم بی اطلاع باشند و همدیگر را پیدا نکنند این است که ازدواج ها اغلب نامناسب صورت می گیرد . نهایت این ارتباط چت کردن و فیس بوک است که همان هم در اینجا فیلتر می شود و تازه این بهترین روش آشنایی نیست و هنوز هم بهتراست ارتباط در مجامع عمومی و از نزدیک باشد .

توصیه اکید به همه دختران وزنان :

 برای ازدواج باید واقع بینانه رفتار کنید زیاد دنبال زیبایی و شرایط فوق العاده در مرد نباشید . چون نه شما آن زیبای خفته هستید و نه مردی که به دیدن شما می آید یک شاهزاده  زیباست  بهترین کار برخورد واقع بینانه و دور از ایده ال گرایی است و آن این که وقتی کسی که شما در ظاهر و نگاه اول  اونو نمی پسندید به خواستگاریتون اومد سعی کنید حتی اگر نپسندید هم  فوری ردش نکنید

چون ممکنه اون بهترین فردی باشه که در شرایط فعلی برای شما مناسبه بخاطر اینکه فرد مورد نظر شما شاید به خاطر وجود دخترایی که شرایطشون بهتره، به مصلحتش نیست که سراغ شما بیاد

لذا شما به امید اومدن مناسب ترین فرد  فرصت های فعلی را از دست ندهید این ریسک بزرگی است که درصد شکست آن زیاد است  وقتی کسی اومد که شرایطش خوب نبود ردش نکنید چون شاید مصلحت شما در همین باشه و تا جایی که می شه کوتاه بیایید تا بتونید ازدواج کنید بهتره که ملاک هایی دیگری را که خیلی مهمترند در نظر بگیرید .

حالا چه فایده که شما بایک پسر جوان و مانکن  ازدواج کنید که نه پول دارد نه خانه دارد نه ماشین دارد نه حتی کار درست و حسابی دارد و بی تجربه هم هست و مطمئناً همیشه باید مواظب اش باشید که زنهای ول او را برنزنند و از دست شما نقاپند ! همانطوریکه زنهای خوشگل مال مردم هستند مردی هم که زیاد خوش تیپ و خوش هیکل باشد شک نکنید که متعلق به دیگران است !!

...................م.ت  15 آبان ماه 1390 –

*با وجودیکه نزدیک یک سال تلفنی با هم حرف می زدیم و اس ام اس می دادیم همین پنجشنبه وقتی برای اولین به ملاقات او رفتم در اولین نگاه همه چیز به هم ریخت حتی حاضر نشد لحظه ای با من بماند بهانه ای پیدا کرد و رفت معلوم نشد نپسندیده است چند بار هم اس داد و زنگ و زد ولی رابطه ما تمام شد و دیگر تصمیم گرفتم جوابش را ندهم چون مرا رد کرده بود فقط بخاطر قیافه ظاهری !